تبلیغات
یا علی مدد
دوشنبه 15 اسفند 1390

متصوفه لعنت الله علیهم

   نوشته شده توسط: سعید    نوع مطلب :تصوف ،آیت الله سید حسن فقیه امامی ،شیعه ،امام صادق (ع) ،

بیش از هزار سال است که ایرانیان نام هایی چون فردوسی مولوی حافظ سعدی و دیگر شاعران صوفی مسلک را به احترام می برند.

این موضوع دارای چند وجه است:

1.فقر اطلاعاتی مردم در هر زمان

2.حس وطن پرستی

3.تبلیغات عظیم متصوفه در مورد این شعرا

4.توانایی این شعرا در سخن و بیان مطالب

5.تعصب مردم در رابطه با این شعرا

اما من معتقدم شیعه نباید در دام الغاب افراد بیفتد.

مثلا ما در علمای اسلام افرادی را داریم که نامشان همیشه با پسوند و پیشوند های طولانی برده می شود.اما با کمی تامل در می یابیم که نه تنها لایق این الغاب نیستند بلکه لایق لعن و نفرینند.

پس باید تعصبات خود را کنار گذاشته و با فکری باز به استقبال شناختن متصوفه و علی الخصوص شعرای متصوفه برویم.

نگاهی گذرا بر تصوف و عرفان متصوفه

فرهنگ تصوف سالهاست که در فرهنگ شیعه رخنه کرده و مردم ایران نیز آن را پذیرفته اند.شاید دلیلش این است که ایرانیان ارادت خاصی به ائمه دارند و مردمانی احساسی اند.

اما نظر شما را به دو حدیث از ائمه اطهار در رابطه با متصوفه جلب می کنم.

1. امام علی ابن موسی الرضا(ع):

عَنِ الرِّضَا ع أَنَّهُ قَالَ مَنْ ذُكِرَ عِنْدَهُ الصُّوفِیَّةُ وَ لَمْ یُنْكِرْهُمْ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ فَلَیْسَ مِنَّا وَ مَنْ أَنْكَرَهُمْ فَكَأَنَّمَا جَاهَدَ الْكُفَّارَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله

امام رضا سلام الله علیه فرمودند:

 کسی که در نزدش یادی از صوفیه شود و او به زبان و دل آنان را انکار نکند ، از ما نیست و هر کس که آنها را انکار کند مانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا ، با کافران جهاد نماید

منبع حدیث ( مستدرک الوسایل ج12ص323)

2.امام حسن عسکری به نقل از امام صادق (ع) می فرمایند:

«زمانى بر مردم فرا مى ‏رسد كه چهره ‏هایشان خندان، ولى دلهایى تاریك دارند. از دیدگاه آنان، سنّت یعنى بدعت و بدعت یعنى سُنّت. مؤمن را به دیده حقارت مى ‏نگرند و فاسق را ارج مى ‏نهند. فرمانروایان آنان افرادى نادان و ستم پیشه ‏اند و دانشمندان ایشان دریوزه دربار ستمگرانند. ثروتمندان آنها حقّ تهیدستان را به یغما مى ‏برند و كوچك‏ترها بر بزرگان خود پیشى مى‏گیرند. انسان‏هاى نادان از دیدگاه ایشان فردى آگاه و اشخاص حیله ‏گر را مهذّب مى ‏دانند. میان فرد با اخلاص و انسان مُردّد تمییز نمى ‏دهند. آنان گوسفندان را از گرگ‏ها باز نمى ‏شناسند.

عالمان و اندیشمندان آنها بدترین آفریده ‏هاى الهى در روى زمین‏ اند؛ چرا كه به فلسفه و تصوّف تمایل نشان مى ‏دهند. به خدا سوگند! آنها از عقیده [و فطرت] خود برگشته و از راه حق منحرف شده‏ اند. در علاقه و محبّت به مخالفان ما زیاده ‏روى مى‏ كنند و شیعیان و دوستداران ما را به گمراهى مى ‏كشانند. اگر به جاه و مقامى دست یابند، از گرفتن رشوه سیر نمى ‏شوند و اگر به ذلّت گرفتار گردند، ریاكارانه خدا را پرستش مى ‏كنند. آگاه باشید كه آنان راه (سعادت و حقیقت) را بر مؤمنان مى ‏بندند و مُبلّغان آئین كافرانند. كسانى كه با آنها زندگى مى ‏كنند، باید از آنان بر حذر بوده و دین و ایمان خویش را حفظ كنند.»

همانطور که از دو حدیث بالا استنباط می شود متصوفه مورد لعن ائمه اطهار اند.

حدیث مفصل دیگری از امام صادق در کتاب شریف اصول کافی موجود است که ایشان به شدت عقاید متصوفه را در هم می کوبند و پرده از مکر و حیله ایشان بر میدارند.به خاطر طولانی بودن حدیث از نقل آن معذورم اما آدرس این حدیث از قرار زیر است:

اصول کافی ج ۱ص ۳۹۲

و

کافی جلد ۵ ص ۶۵

یکی از پایه گذاران اصلی عرفان متصوفه ابن عربی است که سنی مذهب است.اوست که اولین بار تئوری وحدت وجود را مطرح کرده است.و اساس عقاید متصوفه بر پایه ی همین تئوری است.

طبق نظریه ی وحدت وجود هر آنچه در این دنیا هست خداست.تمام اشیا خدا هستند.بعضی از علمای زمان نیز معتقد به وحدت وجود هستند.به یاد بیاورید که امام حسن عسکری در مورد علمایی که در دام فلسفه و تصوف می افتند چه فرموده اند.

چندی پیش یکی از این علما در درس خود اشاره کرده بود که شما اگر به نجاست سگ هم سجده کنید انگار که به ذات خدا سجده کرده اید.در زمان جاهلیت هم مردم چنین علنی و غیر عقلانی به خدا شرک نمی ورزیدند.بی جهت نیست که امام حسن عسکری (ع) می فرمایند این علما بدترین مخلوقات خدا هستند.

قضیه وحدت وجود تا جایی بحرانی می شود که عده ای از متصوفه که به درجات بالایی از عرفان می رسند به اصطلاح بانگ انالحق می زنند و می گویند من خدا هستم.

متصوفه مدعی اند عرفان خود را از مولا علی (ع) گرفته اند.حال آنکه هیچ کجا نشنیده ایم که امیر مومنان رقص سما کرده باشد.یا انالحق گفته باشد.

فرض کنید همه ی مردم جهان از هم اکنون تصمیم بگیرند مانند حضرت علی (ع) زندگی کنند.آن زمان است که کسی شرک نمی ورزد همه در حال کار و تلاشند.عبادت به موقع خود انجام می شود  کار به موقع خود.کلا جهانی که 7 میلیارد علی داشته باشد بسیار زیبا خواهد بود.

اما فرض کنید همه ی مردم جهان مانند مولوی زندگی کنند.7 میلیارد نفر را در نظر بگیرید که کار نمی کنند.صبح تا شب به دور خود می چرخند و شعر می گویند.چنین جهانی احتمالا بیش از یک روز  دوام نمی آورد.

به حدیثی از امام صادق (ع) توجه کنید:

الإمامُ الصّادقُ علیه‏السلام :

شِیعَتُنا مَن لا یَسألُ الناسَ ولَو ماتَ جُوعا .

امام صادق علیه‏السلام :

شیعه ما دست نیاز به سوى مردم دراز نمى‏كند، گرچه از گرسنگى بمیرد .

امام سجاد می فرمایند:

الإمامُ زینُ العابدینَ علیه‏السلام :

طَلَبُ الحَوائجِ إلى الناسِ مَذَلَّةٌ للحیاةِ ، ومَذهَبَةٌ للحَیاءِ ، واستِخفافٌ بِالوَقارِ ، وهُو الفَقرُ الحاضِرُ ، وقِلَّةُ طَلَبِ الحوائجِ مِنَ الناسِ هُو الغِنى الحاضِرُ .

امام سجّاد علیه‏السلام :

نیاز خواهى از مردم مایه خوارى در زندگى و رفتن شرم و حیاست و از وقار و شكوه آدمى مى‏كاهد و آن فقرى حاضر است و دست نیاز به سوى مردم كمتر دراز كردن بى‏نیازىِ نقد است .

امام باقر (ع) می فرمایند:

 خدا دوست دارد كه آثار خود را بر بنده اش بنگرد و نیاز و اظهار نیاز را ناخوش می دارد , بندگان بردبار و خویشتندار خود را دوست دارد و عناصر بد زبان و بد اخلاق و گدا منش را دشمن می دارد .

یکی از گام های طریقت متصوفه گدایی است.انها معتقد اند کسی که می خواهد یک عارف واقعی شود باید متواضع باشد و به همین دلیل باید گدایی کند تا غرورش شکسته شود و متواضع شود.

متواضع ترین مرد جهان علی است.کجا آمده است که علی گدایی می کرد تا به تواضع و فروتنی برسد.

پس خط مشی علی (ع) از متصوفه جداست.

مولوی شاعر صوفی

جلال‌الدین محمد بلخی در ۶ ربیع‌الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد.[۱] پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقهٔ او به احمد غزالی می‌پیوست.

منبع:ویکیپدیا 

از نظر متصوفه مولوی یک عارف واقعی است.امروزه آوازه ی او در همه جای جهان پیچیده و حتی عده ای ایران را به مولوی می شناسند.در حال حاضر گروههای پژوهشی بسیار بزرگ و تخصصی در جای جای ایران و جهان در حال تحقیق در رابطه با او هستند.

1.به حدیثی از امیر مومنان علی علیه السلام توجه کنید:

عنه علیه ‏السلام : إیّاكُم والغُلُوَّ فِینا ، قُولُوا إنّا عَبِیدٌ مَربُوبُونَ ، وقُولوا فی فَضلِنا ما شِئتُم .

امام على علیه ‏السلام : از غلو كردن درباره ما بپرهیزیدو ما را بندگان پروریده بدانید. آن گاه هر چه خواستید در فضیلت ما بگویید.

حال به شعری از مولوی توجه کنید:

ای شاه شاهان جهان الله مولانا علی

ای نور چشم عاشقان الله مولانا علی

حمد است گفتن نام تو ای نور فرخ نام تو

خورشید مه هندوی تو الله مولانا علی

خورشید مشرق خخاوری در بندگی بسته کمر

ماهت غلام نیک پی الله مولانا علی

خورشید باشد ذره ای از خاکدان کوی تو 

دریا عمان شبنمی الله مولانا علی

موسی عمران در غمت بنشسته بود درکوه تور

داوود می خواندت زبور الله مولانا عل

آدم که نورعالم است عیسی که پورمریم است

.

.

.

شعر بالا نشان از غلو شدید مولوی در رابطه با امیر المومنین علی (ع) دارد.حالا حدیث دیگری از امیر مومنان علی (ع) در مرد غلو کنندگان:

امیر المؤمنین علیٌّ علیه‏السلام :

هَلَكَ فِیَّ رَجُلانِ : مُحِبٌّ غالٍ ، ومُبغِضٌ قالٍ .

امام على علیه‏السلام :

در باب من دو كس به هلاكت افتادند : دوست افراطى و دشمن كینه‏توز .

خودتان قضاوت کنید مولوی دوست علی است یا دشمن علی؟

2.حدیثی از امام باقر (ع)

امام باقر (ع) می فرماید: “این مصیبت ها که برای ائمۀ گذشته پیش آمد قضای حتمی خداوند و با انتخاب امامان بود و همگی به آن علم داشتند … و همۀ اینها به خاطر درجات و کراماتی است که خداوند اراده کرده به آنها عطا کند.

حال به این بیت از مثنوی توجه فرمایید:

کورکورانه مرو در کربلا              تا نیفتی چون حسین اندر بلا

هین مدو گستاخ در دشت بلا       هین مران کورانه اندر کربلا

البته طرفداران مولوی معتقدند این بیت بعدها به مثنوی اضافه شده است.که البته برای این سخن هیچ دلیل و مدرکی ندارند.

3.حال به حدیثی از امام صادق توجه کنید:

حضرت امام جعفر صادق(علیه‎السلام) سه راه را فراروی جویندگان بهشت قرارداده است:

۱- پیروی از ائمه علیهم السلام .

۲- برائت از دشمنان.

۳- سخن گفتن آگاهانه و سکوت هنگام نا آگاهی.

حال شعری از مولوی:

چون محمد یافت آن ملک و نعیم

قرص مه را کرد او در دم دو نیم

چون ابوبکر آیت توفیق شد

با چنان شه صاحب و صدیق شد

چون عمر شیدای آن معشوق شد

حق و باطل را چو، فاروق شد

چون که عثمان، آن را عین گشت

اما عده ای معتقد اند این سخنان مولوی از روی تقیه است.

سخنی دیگر از امام صادق(ع):

«و لایجاورون لنا عدوا و لا یساءلون لنا مبغضا ولو ماتوا جوعا»؛ شیعیان ما با دشمنان همسایگی نمی‏کنند و اگر از گرسنگی بمیرند،چیزی از آن‏ها نمی‏خواهند.

تقیه مولوی هم در نوع خود جالب است.نه تنها به جانشینی بلافصل علی (ع) شهادت نمی دهد بلکه به ترتیب نام خلفا را با عزت و احترام می آورد.

3.حدیثی دیگر از امام صادق(ع):

ـ الامام الصادق(‌ علیه السلام ): « اِحفَظ لِسانَك عَن خَبیثِ الكلامِ ».1

امام صادق( علیه السلام ): « زبان خود را از بیان كلمات زشت و ركیك محافظت كن ».

همان طور که همه ما می دانیم مثنوی مولوی مملو از کلمات رکیک و زشت است.هر کس با این نظر مخالف است شبی تمام خانواده خود را جمع کند و به صورت اتفاقی قسمتی از مثنوی را برای خانواده ی خود بدون کم و کاست بخواند.مثنوی مملو است از انحرافات جنسی مولوی که خود را در قالب مثال هایی برای درک بهتر مفاهیم دینی نشان می دهند.زبان قرآن هم زبان مثال است اما یک کلمه رکیک در آن نمی یابید.چه دلیلی دارد که در اکثر مثال ها نشانه هایی از مسائل جنسی باشد؟

دلایلی که در بالا ذکر شد تنها گوشه ای از انحرافات عقیدتی و رفتاری مولوی و به طور کلی متصوفه بود.ان شاء الله در آینده به طور مفصل به این موضوع خواهم پرداخت.                 یاعلی


برچسب ها: غلو در رابطه با حضرت علی(ع) ، متصوفه ، تصوف ، مولوی ، گدایی از دیدگاه ائمه ، اشعار مولوی ، مولانا ،

یکشنبه 7 اسفند 1390

مدح علی (ع)

   نوشته شده توسط: سعید    نوع مطلب :مداحی ،شیعه ،

روزی ما را کفیل از کف کافی
                                    حالت ما را طبیب از دم شافی
آینه ی کبریا به حکمت وافی
                                   حل مشاکل کند به فکرت صافی

               نیست عجب چون ز لطف همچو قوافی
                   سازدم اسباب عیش جمله مرتب  

ای رخ تو والضحا و زلف تو واللیل
                                      شمس تو بنموده از چه سوی ضحا میل
آفت یک کشوری ز فتنه ی یک خیل
                                ما همه چون خانه ایم و عشق تو چون سیل

                 جان شده در وای و لب ز شوق تو در ویل
                  دل شده در تاب و تن ز عشق تو در تب

                                                               یاعلی مدد


برچسب ها: شعر در مدخ امیرالمومنین ، شعر مدح علی ،


سالگرد آیت الله سید حسن فقیه امامی تسلیت باد.
                                              
                                              


یک سال از یتیمیمان می گذرد






[http://www.aparat.com/v/33f68b5283ce15ed81bb90644447374271855]

نماز آیت الله سید حسن امامی

[http://www.aparat.com/v/5e6c93ae8911ce5c04bdc089bd89d5e071876]


دیدار حضرت آیت الله سید صادق شیرازی با فرزندان آیت الله امامی

در پایان

[http://www.aparat.com/v/a7e862a941c24a7b2198b708a9f3f42671853]

برای شادی روحشان صلوات









برچسب ها: آیت الله امامی ، سید حسن فقیه امامی ، سالگرد آیت الله امامی ، تشییع جنازه آیت الله امامی ، آیت الله سید صادق شیرازی ،

جمعه 28 بهمن 1390

حجاب اجباری یا اختیاری

   نوشته شده توسط: سعید    نوع مطلب :حجاب ،آیت الله سید صادق شیرازی (مد ظله العالی) ،

مدت هاست که  اجباری یا اختیاری بودن حجاب در حوضه های علمیه مورد بحث قرار می گیرد.
بعد از پیروزی انقلاب ایران این مساله علنی شده و در محافل عمومی به بحث گذاشته شد.مانند اکثر مسائل دینی این موضوع هم ملعبه دست همگان قرار گرفت و با اظهار نظر های غیر تخصصی روبرو شد.

این موضوع به دو بخش تقسیم می شود:
1.اجباری یا اختیاری بودن حجاب در خانواده
2.اجباری و اختیاری بودن حجاب در جامعه

در خانواده:نظر حضرت آیت الله سید صادق حسینی شیرازی دام ظله در مورد ضرورت حجاب در دین اسلام:

سؤال: آیا مسأله ی حجاب ضروری دین است؟
جواب: بله

سؤال: حدود شرعی حجابی که بانوان باید مراعات نمایند چیست؟ 
جواب:
یک بانوی مسلمان واجب است بر او که از سر تا انگشتان پای خود را به استثنای صورت و دو کف دستها به شرط اینکه زینت نداشته و شهوت انگیز نبوده بپوشاند، بله چادر ضخیم مشکی و ساده بهتر است، زیرا این طور پوشش نوعی اقتدا نمودن به حضرت زهرا سلام الله علیها که همه ما امید شفاعت آن حضرت را داریم می باشد.

اما نظر این مرجع عالی قدر جهان تشیع در مورد اجباری بودن یا نبودن حجاب در خانواده:

تحمیل حجاب به همسر و فرزند
سؤال: آیا مرد می تواند حجاب را به همسر و فرزندان خود تحمیل کند؟
جواب: در اسلام تحمیل نیست. بلکه بیان احکام و قناعت پیدا کردن به حکم است. و اگر زوج بتواند زیبائی حکم خدای متعال را نسبت به حجاب به همسر و فرزندان خود برساند، و آنکه خدای متعال زن را به وسیله حجاب شخصیت و کرامت بخشیده است. هرگز آنان نزدیک به بد حجابی یا بی حجابی نمی شوند. زیرا انسان طالب شخصیت و کرامت بوده و از بی شخصیتی و بی حرمتی گریزان می باشد. البته باید نصیحت را همیشه با زبان خوش و سخنان منطقی، آرام و ملایم انجام داده و خستگی به خود راه ندهد.

2.حجاب اجباری در جامعه:
در رابطه با این موضوع صحبت های بسیار شده و اندیشمندان بسیاری به تحقیق در این رابطه پرداخته اند.مخالفان و موافقان زیادی دارد.مثلا اینگونه که نقل می گردد نظر آقای طالقانی در این رابطه منفی بوده و ایشان حجاب را در جامعه اختیاری می دانسته اند.
اما افرادی مانند آیت الله خمینی (ره) چنین نظری ندارند و حجاب را در جامعه امری اجباری می دانند:
به مطلبی که حول این رابطه در سایت تبیان منتشر شده توجه کنید:

این روزها یکی از بحث هایی که بسیار مطرح می شود این است که حجاب در کشور ما نباید اجبار می شد و بعضی هم می گویند امام (ره) با اجبار حجاب مخالف بودند . این مقاله دلیل اجباری شدن حجاب را از دیدگاه بنیانگذار انقلاب بیان می کند:
ممكن است تعرض به زن ها در خیابان و كوچه و بازار، از ناحیه منحرفین و مخالفین انقلاب باشد. از این جهت، كسى حق تعرض ندارد و اینگونه دخالت ها براى مسلمان ها حرام است، و باید پلیس و كمیته‏ها از اینگونه جریانات جلوگیرى كنند.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ، اجبار حجاب بانوان در اداره ها و سطح کشور را از اولویت های برنامه های فرهنگی نظام قرار دادند و ذره ای در این امر نرمش از خود نشان ندادند، چرا که بی حجابی و بی بندوباری را به حق ترفند استعمار برای تخدیر و به نابودی کشیدن نسل کشورها می دانستند.
بنابر این از همان روزهای اوّل انقلاب به مسئولان دولت وقت، برای جلوگیری از بی حجابی نهیب زدند: «الآن وزارتخانه‏ها- این را مى‏گویم كه به دولت برسد، آنطورى كه براى من نقل مى‏كنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‏هاى اسلامى نباید زن هاى (بى حجاب) بیایند، صحیفه نور ج‏6 329
زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند اما كار بكنند، لكن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.»

اما نظر آیت الله شیرازی در این رابطه:
اجبار در رعایت حجاب

سؤال: آیا در رعایت حجاب اجبار وجود دارد؟
جواب: قرآن مجید ـ بعد از نشر فرهنگ دینی و اخلاقی به حد اقناع دیگران ـ می فرماید: «اکراهی در دین نیست» به این معنی که در معتقدات، انسان آزاد است، ولی در رفتار و عمل هم عقل و هم عرف اجتماعی دنیای امروز می گوید که باید عادات و اعراف اجتماعی یک جامعه را محترم شمرد و خلاف آن را انجام نداد و حرمت شکنی را اجازه نمی دهند، بله دین مبین اسلام در رفتار با مرتکبین خلاف، فرموده باید مراتب امر به معروف و نهی از منکر مراعات شود.  
واحد استفتائات دفتر حضرت آیت الله العظمى حاج سید صادق حسینى شیرازى مدظله العالى

پس امر به معروف و نهی از منکر در رابطه با حجاب نه تنها ایرادی ندارد بلکه واجب است.
اما امر به معروف شرایط دارد و هر کسی در هر زمانی نمی تواند امر به معروف کند.همان طور که میدانیم امر به معروف و نهی از منکر اگر تخصصی اعمال نشود اثر سوء خواهد داشت.همانطور که این مساله را در طرح امنیت اخلاقی مشاهده کردیم.نفس این عمل خوب است و ترویج حجاب را موجب میشود اما چگونگی انجام آن بسیار مهم تر است.می تواند مخرب باشد می تواند مفید باشد.


برچسب ها: حجاب ، حجاب در خانواده ، حجاب اجباری ، حجاب از نظر علما ، حجاب اختیاری ،

چهارشنبه 26 بهمن 1390

شاهکار در مداحی

   نوشته شده توسط: سعید    نوع مطلب :مداحی ،شیعه ،

یک شاهکار در مداحی.با گوش دل گوش بدید بسیار زیباست.

[http://www.aparat.com/v/082491c2c86ed591cece62c9b34f8c2766031]
 

التماس دعا


برچسب ها: مداحی ، حمید علیمی ،

دوشنبه 24 بهمن 1390

وحدت شیعه و سنی

   نوشته شده توسط: سعید    نوع مطلب :اهل تسنن ،شیعه ،

با سلام

قضیه وحدت بین شیعه و سنی حدود 40 سال است که به صورت گسترده بیان شده است و بعضی از علمای بزرگ شیعه آن را تایید و بعضی دیگر به طور کلی رد می کنند.

این موضوع از قدیم الایام در حوزه های علمیه مورد بحث قرار می گرفته ولی اخیرا بحث در این رابطه در بین عوام هم رواج دارد.عده ای موافقند و عده ای مخالف.

1.اولین موضوع عملی بودن یا نبودن وحدت بین شیعه و سنی است.

الف:آیا اهل تسنن حاضر به متحد شدن با شیعه هستند؟

این جانب معتقدم افرادی که برای ایجاد وحدت بین شیعه و سنی تلاش می کنند در واقع بدون اینکه متوجه شوند به اهل تسنن توهین میکنند.

در حال حاضر اکثر مسلمانان در جهان سنی مذهبند.حدودا 400 میلیون شیعه و 800 میلیون سنی داریم.

حال فرض کنید شیعه 800 میلیون بود و سنی 400 میلیون.منابع مالی که الآن در اختیار سنی هاست در اختیار ما بود.غرب هم به جای اهل تسنن از شیعه حمایت میکرد.

کمی تامل کنید...

اگر ما به جای آنها بودیم تن به وحدت می دادیم؟

قطعا این طور نخواهد نبود.

پیشنهاد می کنم سری به وبلاگ های سنی نویس بزنید.

رویکرد اهل تسنن به این موضوع چند نوع است.

1.گروهی معتقدند شیعیان کافرند و ما با کافر وحدت ایجاد نمی کنیم.

2.گروهی دیگر معتقدند که اصلا نیازی به وحدت نیست.آنها معتقدند وحدت هیچ سودی برایشان ندارد و کاری بی فایده و ابطر است.

3.گروهی دیگر می گویند اگر ما بتوانیم همه شیعیان را سنی کنیم دیگر نیازی به وحدت نیست.

4.و گروهی هم معتقد به وحدت اند که بر خلاف تصورات عده ی آنها بسیار بسیار اندک است.

اکثر سنی ها جزء گروه سوم اند.البته آنها خود را از مدعیان وحدت نشان می دهند.ولی اگر کمی با آنها صحبت کنید متوجه می شوید حرف دلشان این است که شیعه خلفا را بپذیرد واقعه کوچه را به فراموشی بسپارد عزاداری نکند به مهر سجده نکند و ... تا با او وحدت ایجاد کنیم.

در واقع می گویند  سنی شوید تا با شما متحد شویم.

[http://www.aparat.com/v/c802efb97b8e2fd21b85566ec54361d214552]

با توجه به دو موضوعی که در بالا  مطرح شد وحدت بین شیعه و سنی از طرف اهل تسنن قابل قبول نیست.

ب:آیا وحدت بین شیعه وسنی از نظر همه ی شیعه ها قابل قبول است؟

 رویکرد شیعه هم در این رابطه چند نوع است.

1.عده ای از شیعیان که عمدتا علمای نو گرا و سیاسی هستند معتقدند تنها راه پیروزی مسلمانان وحدت بی چون و چراست.

[http://www.aparat.com/v/f2c0edaa44b3fc65f8f7de0683417e64109491]

2.عده ای دیگر در برخورد با این قضیه رویکرد احساسی دارند.آنها معتقدند خلفای اهل تسنن قاتلان حضرت زهرا هستند و ما با مریدان قاتلان فاطمه زهرا متحد نمی شویم.

3.عده ای هم معتقد اند شیعه باید تلاش کند حقانیت خود را به اهل تسنن اثبات کند و همین موجب وحدت خواهد شد.

پس در کل اگر نگوییم وحدت بین شیعه و سنی امکان پذیر نیست باید بگوییم بسیار بسیار سخت است.

2.دومین موضوعی که باید در این رابطه مورد نظر قرار داد نوع وحدت بین شیعه و سنی است.

وحدتی که این روزها بیشتر از آن سخن گفته می شود وحدتی است که در یک جمله خلاصه می شود.

موسی به دین خویش عیسی به دین خویش.

این وحدت مصداق بارز وحدت از روی جهل است.این نوع وحدت مقطعی است و بدیهی است که مدت کوتاهی پا بر جا خواهد ماند.

فرض کنید که از همین الان بین شیعه و سنی وحدت ایجاد شود.چه کسی می تواند تضمین کند که هیچ کدام از دو گروه وحدت را نخواهند شکست؟هر لحظه ممکن است یکی از قبایل سنی مذهب وحدت را نادیده گرفته و به کشتن شیعیان بپردازند.در آن زمان است که شکاف بین مسلمانان بسیار عمیق تر می شود.

پس وحدت باید از روی علم باشد.یعنی باید علم بین ما و اهل تسنن قضاوت کند.علمای آنها بیایند در مقابل علمای ما بنشینند و مناظره کنند.

بالاخره یکی از این دو گروه بر حق است و دیگری بر باطل.طی این مناظره مشخص می شود کدام گروه بر حق است.گروهی که باطل بودن عقایدش اثبات می شود به گروه بر حق می گرود و مسلمانان یک دست می شوند.

چون همه علمای شیعه و سنی در این مناظره علمی حضور دارند بعد از مناظرات هیچ کدام نمی توانند خدشه ای در اتحاد به وجود بیاورند.

بهترین راه وحدت همین است.چون پایدار و علمی است.

به هر حال ایجاد این وحدت کاری بسیار سخت است که به همکاری هر دو طرف نیاز دارد.

در نهایت نظر شما را به پاسخ حضرت آیت الله سید صادق حسینی شیرازی (مدظله العالی)به استفتائی در این زمینه جلب می کنم.

                                                                   

سؤال: منظور از وحدت اسلامی چیست؟
جواب:
منظور، وحدت سیاسی مقابل دشمنان اسلام است و الا تولی اولیاء الله و تبری از اعداء الله دو رکن مهم دین و واجب است و اتحاد در عقیده و فکر با دیگران معنا ندارد بلکه باید با استدلال و منطق بحث و گفتگو کرد تا حق معلوم گردد و پیروی از حق شود.
 

واحد استفتائات دفتر حضرت آیت الله العظمى حاج سید صادق حسینى شیرازى مدظله العالى

به امید آن روزی که مسلمانان یکدست شوند و متحد با یکدیگر در برابر ظلم ظالمان زمان بایستند...


برچسب ها: سنی ، شیعه ، وحدت بین شیعه و سنی ،

شنبه 22 بهمن 1390

مختارنامه

   نوشته شده توسط: سعید    نوع مطلب :آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی) ،مختار نامه ،

با سلام

همان گونه که میدانید مدتی پیش سریالی از شبکه اول سیمای ایران پخش شد که مختار نامه نام داشت.همانگونه که از اسم آن هم مشخص است این فیلم در مورد مختار و اتفاقات رخ داده در زمان اوست.

در این فیلم مختار یک شیعه به تمام معنا معرفی شد و کارگردان سعی کرده بود تمام اقدامات مختار را هوشمندانه و از روی سیاست نشان دهد.

۷۰ میلیون ایرانی این فیلم را دیدند.آنهایی که اهل مطالعه و تحقیق بودند پس از پایان هر قسمت از این فیلم به پرس و جو پرداختند و حقیقت را یافتند.اما هم اکنون عده ی زیادی از مردم فکر میکنند که مختار یک الگوی به تمام معنا برای شیعه است.

ایرادهای وارده به این فیلم کم نیست.

بعضی اشکالات که به آن گرفته شد بین تمام فیلم های تاریخی یکسان است.مثلا این که چرا این فیلم ها تحت نظر علما و مراجع اعظام تقلید ساخته نمی شود.

یا نحوه ی حجاب و آرایش زنان مختار.که از مد روز هم جلو تر بود.

یا نحوه برخورد مختار با زنانش که فقط در جوامع امروزی می توان نظیر آن را یافت.

اما اگر از این اشکالات بگذریم میرسیم به مسائل حاشیه ای که در این فیلم کم نبود.

مثلا نشان دادن چهره حضرت اباالفضل (ع) که با مخالفت شدید علما روبرو شد.این صحنه ها بعدا از فیلم حذف شد.

بعد از اینکه خبر نشان دادن چهره حضرت ابالفضل در صدا و سیما به گوش علما رسید با واکنش شدید ایشان مخصوصا حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی (مد ظله العالی) رو به رو شد.

سخنرانی آیت الله العظمی وحید در مورد مختارنامه

اما ایرادات محتوایی و تاریخی این فیلم.تعداد این اشکالات بسیار زیاد است.

ما در اینجا فقط به یک نمونه از آن اشاره می کنیم.

قسمتی از این سریال به زندانی بودن مختار در زندان ابن زیاد مربوط می شد.که مختار با زیرکی تمام و سیاستی که به خرج داد(البته از نظر نویسنده)توانست از زندان بیرون بیاید و قیام را پی ریزی کند.مختار نامه ای به عبدالله ابن عمر (لعنت الله علیه) می نویسد و از او می خواهد که مختار را از بند آزاد کند و مختار به ضمانت عبد الله ابن عمر (لعنت الله علیه) آزاد می شود.

حال اینکه چرا خواهر مختار همسر عبدالله ابن عمر (فرزند قاتل فاطمه زهرا) است بماند.

مختار برای آزادی از زندان به این شخص ملعون متوسل می شود.حال آنکه یک شیعه واقعی هیچگاه چنین عملی انجام نمی دهد.

اگر به قرآن مراجعه کنیم واقعه ای شبیه به این داستان در سوره یوسف می بینیم.یوسف در زندان است و می خواهد آزاد شود.یکی از یاران او آزاد می شود و یوسف از او میخواهد که برای آزادی او تلاش کند.

باید توجه داشت شخصی که یوسف از او این تقاضا را می کند موحد است و از یاران یوسف است.با این حال یوسف به خاطر اینکه برای هدف خود به غیر خدا متوسل شده ۷ سال دیگر در زندان می ماند.

حال بیاییم سراغ مختار که به فرزند بزرگترین دشمن ائمه متوسل می شود.اگر او شیعه ای واقعی بود این کار را نمی کرد.

در فیلم مختار نامه این اقدام مختار به عنوان یک حرکت هوشمندانه از طرف او نشان داده می شود.در حالی که نشانه این است که مختار به هر قیمتی می خواست قیام کند و برای قیام حاضر بود هر کاری بکند.

مطلب بالا تنها یکی از اقدامات اشتباه مختار بود که در فیلم مختارنامه خرقه ی هوشمندی و سیاست مداری به آن پوشاندند.

حال کمی با خود بیاندیشیم...

آیا بهتر نبود به جای شخصیت مختار به شخصیت شیعیان واقعی مولا امیر المومنین می پرداختند.

سلمان ابوذر مقداد عقیل میثم و دیگران مگر دوستداران واقعی ائمه نبودند.چرا از آنها سریال نمی سازند.چرا شخصیت این افراد برای ما آشنا نیست و کسی در صدا و سیما در مورد آنها صحبتی به میان نمی آورد.

با کمی تامل به جواب این سوالات دست خواهید یافت.


برچسب ها: مختار نامه ، مختارنامه ، آیت الله وحید خراسانی ،

با سلام

میلاد پیامبر (ص) و امام صادق (ع) روسای مذهب شیعه را به همه شما تبریک عرض میکنم.                                                   

همان طور که همه ما می دانیم امام صادق (ع) رئیس مذهب شیعه است.اکثر روایات و احادیث شیعه از بیانات او استخراج شده و همین امر موجب گردیده تا ایشان را رئیس مذهب شیعه بدانند.

ایشان در طول ظهور خود شاگردان بسیاری را تربیت کرده اند.

هر آنچه تا اینجا گفته شد مسائلی بود که همه می دانیم.

اما یک جوان شیعه تا چه حد در مورد رئیس مذهب خود میداند؟

من خود یک جوان شیعه مذهب هستم تمام اطلاعات من از این امام در چند خط بالا خلاصه می شود.

اما اینبار میخواهم کتابی را معرفی کنم که در آن یکی از علمای شیعه به تدریس نامه ای از امام صادق (ع) می پردازد.

این نامه را امام برای یاران خود نوشته اند.در کتاب اصول کافی با سه سند ذکر شده و مرحوم علامه مجلسی هر سه سند را معتبر میداند.

چهار دستور امام صادق در مورد این نامه از قرار زیر است:

1-مدارست

2-نظر

3-تعاهد

4-عمل

مدارست به معنای خواندن آن برای یکدیگر و تدریس آن است.

نظر یعنی اندیشیدن در تک تک کلمات آن.

تعاهد یعنی تجدید عهد کردن و مرور آن.

عمل هم که نیازی به توضیح ندارد اما سخت ترین قسمت است.

این نامه توسط حضرت آیت الله العظمی سید صادق شیرازی (دام ظله) به صورت دقیق و موشکافانه تدریس شده و هم اکنون متن آن به صورت کتابی با عنوان درسنامه امام صادق (ع) به چاپ رسیده است.

متن کتاب در سایت دفتر حضرت آیت الله العظمی شیرازی قرار داده شده است.

کتاب درسنامه امام صادق

                                                                            32248019347593151414.jpg


برچسب ها: آیت الله سید صادق شیرازی ، معرفی کتاب ، امام صادق (ع) ،